السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

171

تحرير الوسيله ( فارسى )

است و كراهت آن با استبراء نمودن به مدت هفت روز از بين مىرود به اينكه از تغذيه با شير خوك جلوگيرى شود و علف داده شود در صورتى كه بىنياز از شير باشد ، ولى اگر بىنياز از شير نباشد در همان مدت به پستان گوسفندى مثلًا انداخته مىشود . مسأله 25 - اگر حيوان شراب بخورد تا مست شود و در همين حالت كشته شود گوشتش خورده مىشود ، البته بعد از شستن آن بنابر احتياط ( واجب ) . ولى آنچه در درون او هست از قبيل روده‌ها و شكمبه و دل و كبد و غير اين‌ها خورده نمىشود اگر چه شسته شود . و اگر بول بخورد سپس بعد از خوردن آن ، كشته شود ، گوشت آن بدون شستن حلال است و آنچه را كه در درون دارد بعد از شستن خورده مىشود . مسأله 26 - اگر بزغاله يا گوساله از شير زنى بمكد تا از شير گرفته و بزرگ شود ، گوشتش حرام نمىباشد ، ليكن مكروه است . مسأله 27 - چهارده چيز از حيوان حلال ، حرام مىباشد : « خون » ، « فضله » ، « سپرز » ، « عورت نرى » ، « فرج ، ظاهر و باطن آن » ، « خايه‌ها » ، « بول دان » ، « زهره‌دان » ، « نخاع » كه رشته سفيدى است مانند مخ كه در وسط كمر مىباشد و « غدّه‌ها » كه عبارت از هر گره‌اى است در جسد كه گرد است و غالباً به فندق شباهت دارد و « مشيمه » كه بچه‌دان است ؛ و واجب است از چيزى كه با بچه‌دان است ( جفت ) و با آن بيرون مىآيد ، احتياط شود و « علباوان » كه عبارتند از دو عصب پهن و زردى كه از گردن تا دُم ، روى كمر كشيده شده‌اند ، و « خرزهء دماغ » كه عبارت است از حبّه‌اى در وسط مغز و به اندازهء نخود است كه تا حدودى به رنگ خاكسترى متمايل است و رنگش با رنگ مخ كه در جمجمه است تفاوت دارد و « حدقه » كه عبارت است از عدسى چشم كه ديدن به وسيله آن صورت مىگيرد ، نه همهء جسم چشم . مسأله 28 - حرمت چيزهاى ذكر شده ( در مسأله بالا ) اختصاص به حيوانى دارد كه ذبح و نحر شده است ، بنا بر اين هيچ يك از آن‌ها از ماهى و ملخ حرام نمىباشد مگر فضله و خون با اشكالى كه در هر دو است . مسأله 29 - احتياط در اجتناب از هر آنچه از مذكورات كه در پرنده‌ها پيدا شود نبايد ترك شود ، چنان كه در حرمت فضله و خون آن‌ها اشكالى نيست .